logo 128x128

دانشجویانه

دانشجویانه

امتیاز من: صفر  قلم 
خانه » از باغبان به رئیس جمهور یا هنر روابط عمومی

از باغبان به رئیس جمهور یا هنر روابط عمومی

شاید فکر کنید ممکن نیست یک باغبان بتواند پل ارتباطی شما با رئیس جمهور شود. شاید فکر کنید قطعا رئیس جمهور موقعیتی خاص دارد و ممکن نیست افراد عادی بتوانند با او ارتباط بگیرند. ولی اینجا یک تصور عمومی غلط است که نمی‌گذارد واقعیت را ببینید. این یک خطای رایج در جامعه است که مردم عادی فکر می‌کنند نمی‌توانند کاری بکنند تا با بزرگان ارتباط برقرار کنند. در این مقاله در این باره توضیح می‌دهم و راهکارهای عملی را نشان می‌دهم.

نظریه ۶ درجه جدایی

اگر تا به حال این نظریه را در مورد شبکه‌های اجتماعی انسانی نشنیده‌اید، حق دارید که باور نکنید می‌توان از یک باغبان به رئیس‌ جمهور یا هر شخص مهم دیگر رسید. این نظریه می‌گوید هر شخصی در کره زمین از طریق زنجیره‌ای متوالی از انسان‌ها که حداکثر ۵ میانجی دارد به نفر دیگر متصل می‌شود. یعنی شما نفر اول زنجیره را می‌شناسید، او نفر دوم را و همین طور ادامه پیدا می‌کند و نفر پنجم شخص مورد نظر شما را می‌شناسد. گر چه ممکن است این زنجیره‌ کوتاه‌تر هم باشد. اگر به این تصویر نگاه کنید می‌توانید این نظریه را به شکلی ذهنی آزمایش کنید.

شبکه‌ای از انسان‌ها
شبکه‌ای از انسان‌ها

   این مفهوم ابتدا توسط فریگیس کارینتی (Frigyes Karinthy) در ۱۹۲۹ مطرح شد. یک بازی طراحی شده بود که یک گروه از مردم تلاش کنند به هر کسی در دنیا از طریق زنجیره‌ای از ۵ فرد دیگر مرتبط شوند. این بازی توسط جان گوار (John Guare)  در ۱۹۹۰ به محبوبیت رسید و در ۱۹۹۳ فیلمی با همین نام (Six degrees of separation) در مورد آن ساخته شد. گاهی این ایده به صورت میانگین فاصله اجتماعی لگاریتمی بر حسب اندازه جمعیت تعمیم داده شده است.

   در سال ۲۰۰۳ میلادی دانشگاه کلمبیا یک آزمایش ارتباط ایمیلی کاربران اینترنتی به اجرا درآورد. آن‌ها تلاش کردند در پروژه جهان کوچک کلمبیا (Columbia Small World Project) که شامل بیش از ۲۴ هزار زنجیره ایمیل بود، دسترسی پذیری ۱۸ هدف را از ۱۳ کشور جهان بررسی کنند. تقریبا ۱۰۰ هزار نفر در این چالش شرکت کردند ولی حدود ۰.۴ درصد به هدف نهایی رسیدند. این نتیجه چنین تفسیر شد که شرکت‌کنندگان به شدت تحت‌تأثیر مدل فعلی کاربران اینترنتی قرار داشتند.

   تحقیقات بعدی نیز نتوانستند نظریه ۶ گام جدایی را به درستی اثبات کنند و در نهایت این نظریه به یک افسانه دانشگاهی تبدیل شد و کسی آن را جدی نگرفت.

   ولی در ۲۰۰۱ یک استاد دانشگاه کلمبیا سعی کرد این آزمایش را با روشی متفاوت امتحان کند. او یک پیام ایمیلی آماده کرد که فقط باید توسط افراد ارسال می‌شد. در این آزمایش ۴۸ هزار شرکت‌کننده و ۱۹ هدف در ۱۵۷ کشور جهان در نظر گرفته شدند. اینجا ثابت شد که تعداد میانجی‌ها برای رسیدن پیام به گیرنده نهایی حدود ۶ نفر است.

   در سال ۲۰۰۷ میلادی نیز مطالعه ژوری لسکوویج (Jure Leskovec) و اریک هورویتز (Eric Horvitz) یک مجموعه داده عظیم متشکل از ۳۰ میلیارد پیام متعلق به ۲۴۰ میلیون نفر را بررسی کردند. آن‌ها نیز دریافتند که متوسط فاصله پیام بین کاربران ۶ واحد است.

خب که چی؟

می‌بینید که راه‌های رسیدن به یک نفر در دنیای امروز کوتاه‌تر شده است. حضور ارتباطات گسترده در فضای مجازی هم به کمک این ارتباطات انسانی آمده است. پس حالا اگر قصد داشته باشید رئیس جمهور را ببینید یا پیام خود را به او برسانید، آنقدرها کار سختی در پیش ندارید. نمی‌گویم ساده است، بلکه معتقدم شدنی است و البته تلاش لازم دارد.

   این تفکر را اگر باور داشته باشید، می‌توانید افق ذهنی خود را گسترش دهید. برای مثال کسی که فکر می‌کند هیچ گاه در عمرش نمی‌تواند شخصیت محبوبش را ببینید یا با او به نحوی ارتباط برقرار کند، ممکن است در بسیاری از برنامه‌های جدی خود دست پایین را بگیرد و خودش را برای بهتر شدن و عالی عمل کردن آماده نکند.

   برای مثال به اندرو کارنگی فکر کنید. او عاشق صنعت فولاد بود ولی سرمایه بزرگی نداشت. پس سال‌ها وقت گذاشت و ارتباطات را ساخت و مطالعات تخصصی را پیش برد. یک طرح قوی آماده کرد و در نهایت با دعوت از همه سرمایه‌گذاران بزرگی که می‌شناخت، طرح خود را ارائه کرد. چند نفر با سرمایه‌های هنگفت مشارکت کردند و کارنگی به سلطان فولاد تبدیل شد. اگر او به این پیش فرض ذهنی می‌چسبید که من تا آخر عمرم هم نخواهم توانست کاری از پیش ببرم، قطعا تلاش‌های اولیه برای آماده شدن این موفقیت عظیم را هیچ گاه عملی نمی‌کرد و یک انسان افسرده و ناکام از دنیا می‌رفت.

توانمندسازی کنید تا رستگار شوید

قبلا در مقاله «چطور بیشتر شانس بیاوریم» توضیح دادم که برای شانس بیشتر، آمادگی بیشتر لازم است. حالا که فهمیدید ارتباط گرفتن با هر شخصی در دنیا برای شما ممکن است، باید بر این نکته تمرکز کنید که چه آمادگی لازم است که بتوان از این ارتباط به شکل موثر استفاده کرد؟

   فرض کنید همین فردا صبح با رئیس جمهور جلسه دارید. آیا آمادگی دارید یک پیشنهاد عالی مطرح کنید و به یکی از اهداف بزرگ زندگی خود برسید؟ احتمالا نه و در جلسه فردا تنها می‌توانید سلام و احوال‌پرسی کنید و بگویید در حال تلاش برای رسیدن به موفقیت هستید. خب قطعا در چنین شرایطی رئیس جمهور هم برای شما آرزوی موفقیت می‌کند و جلسه بدون هیچ دستوری که برای شما مفید باشد خاتمه پیدا می‌کند. ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود و شما تا پایان عمر حسرت خواهید خورد که اگر در آن جلسه چنین و چنان می‌کردم یا این و آن را می‌گفتم چقدر موفق می‌شدم و چقدر ابله بودم که این جلسه را از دست دادم.

دیدار با رئیس جمهور
دیدار با رئیس جمهور

   در حقیقت این باور که می‌توانیم با یک شخصیت مهم دیدار کنیم یا ارتباط برقرار کنیم، به تنهایی فقط یک فرصت است. اگر آمادگی در کار نباشد این فرصت می‌سوزد و حسرتی تلخ به جا می‌گذارد. پس باید از همین لحظه روی توانمندسازی کار کنید تا بتوانید برای دیدار با بزرگان، درخواست کمک از آن‌ها و حتی مشارکت با آن‌ها در کارهای بزرگ، آمادگی داشته باشید.

   گاهی یاد این خاطره تلخ می‌افتم که به دنبال یک طرح فرهنگی برای توسعه سواد رسانه‌ای به استانداری رفتم. در حوزه فرهنگی مرا به فرمانداری ارجاع دادند. آنجا متوجه شدم همسایه سابق ما که مدتی از او خبر نداشتم، حالا فرماندار شهر شده است. او هم به گرمی از من استقبال کرد و قول همه نوع همکاری داد. ولی من آماده نبودم و با اتلاف وقت این فرصت ارزشمند را از دست دادم. زیرا وقتی مراجعه کردم که او دیگر فرماندار نبود و به شهری دیگر منتقل شده بود. از این فرصت خوب برای دیدار فقط یک خاطره تلخ و تأسف برای من به جا ماند. مواظب باشید این اتفاق برای شما نیفتد.

روابط عمومی را جدی بگیرید

قطعا اگر آمادگی لازم را کسب کنید ولی نتوانید روابط عمومی درستی را اجرا کنید، در دستیابی به افراد مهم شکست می‌خورید. ممکن است به راحتی نتوانید آن‌ها را ببینید و یا ممکن است از طریق افراد قدرتمندی توصیه نشوید. توصیه شدن توسط کسانی که فرد مد نظر شما از آن‌ها حرف شنوی دارد و نظر آن‌ها را مهم می‌داند یک کلید طلایی پیروزی است.

   یک خاطره بد هم از این قضیه دارم. سال‌ها پیش برای گرفتن حمایت از مشاور امور دانشجویی استاندار توسط بنیاد نخبگان به او معرفی شدم. دوستان بنیاد نخبگان به من گفتند این شخص در امور توانمندسازی دانشجویان بسیار فعال است و از هر طرح و ایده خوبی حمایت می‌کند. به این معرفی اکتفا نکردم و از یکی از آشنایان دور که او هم مشاور فرهنگی استاندار شده بود کمک خواستم تا با معرفی من به او جایگاه خود را تحکیم کنم. او هم از زیر ماجرا درمی‌رفت و با اصرار من بالاخره چنین کرد. ولی وقتی به دیدار مشاور امور دانشجویی رفتم متوجه برخورد سرد و عدم همکاری او شدم. در پیگیری‌های بعدی هم با سخنانی دلسرد کننده من را از خودش دور کرد و اصلا با من همکاری نکرد. بعدها فهمیدم هوشمندانه عمل نکرده‌ام. زیرا مشاور فرهنگی استاندار که به اصرار من به او زنگ زده بود اصلا از منظر سیاسی با او در تضاد منافع بود و همین باعث شد یک فرصت عالی به طور کامل بسوزد و از بین برود.

   روابط عمومی فقط این نیست که خوش بیان باشید. بلکه چگونگی ارتباط گرفتن با دیگر انسان‌های متخصص در حوزه شما و کسب شهرت و خوشنامی در صنعتی که در آن فعالیت دارید، بسیار مهم است و درهای مهمی را به سوی پیشرفت و موفقیت به روی شما باز می‌کند.

   قبلا در مقاله «مثلث اساسی پیشرفت» این موضوع را توضیح دادم و توصیه می‌کنم این مقاله را نیز بخوانید.

جمع‌بندی

شاید فکر کنید عنوان این مطلب را تنها برای جذاب بودن انتخاب کرده‌ام. ولی واقعیت این است که در دنیای امروز حتی یک باغبان می‌تواند معرف شما برای رسیدن به رئیس جمهور باشد. اگر باور نمی‌کنید به این فکر کنید که حتی مجموعه اداری ریاست جمهوری هم باغبان دارد و اگر تلاش کنید و او را پیدا کنید می‌توانید از او کمک بخواهید. این کار با باغبان استانداری، شهرداری و غیره هم ممکن است. پس این تفکر که نمی‌توانید به افراد تأثیرگذار در دنیا مرتبط شوید را کنار بگذارید. به ویژه آن که با وجود شبکه‌های اجتماعی این کار در بعضی موارد بسیار آسان‌تر هم شده است.

   اما فراموش نکنید که انجام چنین کاری نیازمند آمادگی شماست. تنها ملاقات کردن با افرادی که آرزوی آن‌ها را دارید و عکس گرفتن نمی‌تواند کمکی به شما بکند. باید به سطح مناسبی از آمادگی برسید تا از این ارتباط بتوانید به بهترین شکل بهره‌برداری کنید.

مقالات بیشتر برای شما:

تصویر شاخص

شکست و امید

شکست خوردن در ذات موفقیت است. این اصل اثبات شده است که تلاش بیشتر همیشه منجر به موفقیت بیشتر نمی‌شود و اتفاقا نرخ شکست را بیشتر می‌کند. اما رازی که همه به آن توجه ندارند این است که وقتی نرخ شکست بالا می‌رود، کیفیت موفقیت‌های بدست آمده نیز ارتقا پیدا می‌کند. برای مثال کودکی که تلاش می‌کند راه رفتن بیاموزد باید بارها زمین بخورد. اگر پس از اولین زمین خوردن و گریه کردن دیگر تلاشی نکند چیزی یاد نخواهد گرفت. اما پس از راه رفتن، اگر برای ژیمناستیک تمرین کند قطعا دفعات بیشتری زمین خواهد خورد و احتمالا خیلی محکم‌تر. در نهایت وقتی مهارتش را کامل کند توانایی یک ژیمناست خیلی بیشتر از کسی است که فقط راه می‌رود. این دو اصلا قابل مقایسه نیستند.

ادامه مطلب »
خوابگاه

خوابگاه یا خانه دانشجویی؟

انتخاب بین خوابگاه و خانه دانشجویی یک انتخاب سرنوشت‌ساز در دوران دانشجویی است. در این زمینه خوب فکر کنید و از افراد باتجربه کمک بگیرید تا کمتر دردسر داشته باشید.

ادامه مطلب »
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Skip to content