لوگوی دانشجویانه

دانشجویانه

دانشجویانه

امتیاز من: صفر  قلم 
خانه » فردوسی بزرگ قهرمان زبان پارسی

فردوسی بزرگ قهرمان زبان پارسی

فردوسی توسی بزرگ‌مردی است که هویت ملی خود را به او وابسته هستیم. عمق این جمله را با این نقل تاریخی بهتر می‌توانید درک کنید. مشهور است که از سیاستمدار بزرگ عرب، جمال عبدالناصر پرسیدند چرا برخی کشورهای عربی زبان خود را به انگلیسی و فرانسه تغییر دادند؟ و او پاسخ داد چون ما فردوسی نداشتیم. زبان فارسی که امروزه به آن گفتگو می‌کنیم در اثر نگهبانی حکیم فردوسی به یادگار ماند و در اثر تحولات بسیار تاریخی چنان که او خود گفته بود از صدمات مصون ماند.

فردوسی بزرگ

چرا فردوسی خیلی مهم است؟

به نظر من فردوسی ویژگی‌های متمایزی دارد که دیگر شاعران عصر او نداشتند و در عصرهای بعد هم این ویژگی‌ها یکتا باقی ماند.

   اول این که فردوسی به جای دنیاطلبی و کنج عافیت نشینی دست به کار فرهنگی زد و عمر خود را سرمایهٔ این حرکت قرار داد. او در طی سال‌هایی که شاهنامه را می‌سرود، از سرمایه پدری خویش استفاده می‌کرد و به دنبال گرفتن دستمزد و صله از پادشاهان نبود. در پایان سرایش شاهنامه نیز برای عمران سرزمین پدری خویش از سلطان محمود عزنوی وعدهٔ صله گرفت که در نهایت به او داده نشد. او از خاندانی متمول بود و در ابتدای سرایش شاهنامه ثروت و دارایی قابل توجهی داشت اما به تدریج فقیر و تنگدست شد اما هیچ گاه از شرافت خویش دست نکشید.

   دوم این که فردوسی در عصری به سرایش شاهنامه اقدام کرد که سلطهٔ زبان عربی بر فرهنگ ایرانی سایه افکنده بود و او با بهره‌گیری از توان ادبی شگفت خود، پارسی سره و قدرت آن را به معرض نمایش گذاشت و ایرانیان نیز به سرعت این اثر شگفت را در آغوش کشیدند و هیچ گاه نگذاشتند گرد فراموشی بر دامان شاهنامه بنشیند.

   سومین ویژگی ارزشمند فردوسی اخلاقی بودن اثر اوست. در این اثر سراسر نیکی و خوبی است که ستایش می‌شود و بی‌خردی و بیداد است که نکوهش می‌گردد. فردوسی به جای این که تنها اثری زیبا بیافریند، به مخاطبینش درس زندگی می‌دهد و آنان را به خیرخواهی و دلاوری و فداکاری دعوت می‌کند.

   چهارمین وجه ارجمند فردوسی این است که اگر نبود، ادبیات فارسی رشد نمی‌کرد و در حقیقت بزرگانی چون خیام، مولوی و حافظ و دیگران همگی وامدار او هستند. او چنان عظمتی برای زبان فارسی ایجاد کرد که هیچ کس نتوانست آن را از صحنهٔ روزگار محو کند.

   پنجمین نکتهٔ مهم دربارهٔ فردوسی که کمتر بدان توجه می‌شود این است که با سرودن شاهنامه در واقع توانست فرهنگ ایران پیش از اسلام را با فرهنگ ایران پس از اسلام  پیوند دهد. این کار حکیمانه چنان خردمندانه انجام گرفت که نسل‌های پس از او همچنان از نفوذ کلام فردوسی بهره‌مند هستند و هویت ملی ایرانیان به شدت وامدار شاهنامهٔ فردوسی است.

   فردوسی بنیادی‌ترین مؤلفهٔ فرهنگی یعنی زبان را پاسداری کرد و از این روست که بسیاری کشورهای همسایهٔ ایران زمین امروزه با خط یا زبانی بیگانه سخن می‌گویند و می‌نویسند اما ایران هنوز مهد زبان پارسی باقی مانده است. حقیقت این است که زبان پارسی ریشهٔ هویت ملی ماست که اقوام گوناگون را در لوای خود به یکدیگر پیوند می‌دهد و فردوسی را به حق باید کارگردان بزرگ این نمایش فرهنگی عظیم دانست.

فردوسی اثر آیدین سلسبیلی
فردوسی اثر آیدین سلسبیلی

شاهنامه

شاهنامه داستان‌های حماسی از احوالات، پیروزی‌ها، نبرها و شکست‌ها و دلاوری‌های ایرانیان است که با بیانی فوق‌العاده سروده شده است. در این اثر تا حد امکان از استفاده از واژه‌های عربی پرهیز شده است که وجه متمایز ادبی این اثر در عصر سرایش آن تا کنون است.

   این اثر نزدیک به ۵۰ هزار بیت دارد و ۳۰ سال از عمر ارزشمند فردوسی توسی صرف سرایش آن گردید. بررسی‌های تاریخی شروع سرایش شاهنامه را حدود سی سالگی فردوسی تخمین می‌زنند. پایان ویرایش شاهنامه نیز به ۷۱ سالگی فردوسی برمی‌گردد.

   تصحیحات مختلفی از این اثر تا کنون به بازار ادب و سخن عرضه شده است و نسخه‌های خطی شاهنامه از آثار گران‌بهای فرهنگی موزه‌های سراسر جهان هستند.

شاهنامه شاه طهماسب

برگی از شاهنامه شاه طهماسبی متعلق به سده ۱۰ قمری که در جمع ۱۰ اثر گرانقیمت هنری جهان قرار دارد

دردسرهای فردوسی

فردوسی نیز چون هر شخصیت بزرگی با دشواری‌های بسیاری در حیات خویش روبرو شد. شاید کم‌اهمیت‌ترین آن از دست دادن تدریجی ثروت خانوادگی او بود که بر سر سرایش شاهنامه به تدریج از کف او خارج شد.

   اما احتمالا بزرگ‌ترین دردسرهای فردوسی از به تخت نشستن سلطان محمود غزنوی شروع شد. سلطان محمود غزنوی جبار و متعصب بود. از سویی سلطان محمود  سنی مذهب بود و فردوسی شیعه و این تفاوت مذهبی می‌توانست دردسرهای بسیاری ایجاد کند. اگر قدرت شگفت کلام فردوسی نبود و این سلطان ترک‌زبان به شاهنامه علاقمند نمی‌شد، قطعا اجازه نمی‌داد زبان پارسی در دربار او چنین مطرح شود. او به فردوسی وعدهٔ ۶۰ هزار دینار طلا داد تا شاهنامه به نام او شود. فردوسی نیز به امید حمایت سلطان که می‌توانست به کلی او و اثر او را به باد تاراج دهد، و به امید دریافت صله و بازسازی سرزمین پدری و برای حفاظت از شاهنامه، دست به کار ویرایش جدیدی از شاهنامه شد و بخش‌هایی به آن افزود و در آن در مواردی به اندرز و مدح سلطان محمود اقدام کرد. او دربارهٔ این اثر چنین سروده است:

بناهای  آباد   گردد  خراب – ز باران وز تابش آفتاب

پی افکندم از نظم کاخی بلند – که از باد و باران نیابد گزند

بسی رنج بردم در این سال سی – عجم زنده کردم بدین پارسی

بر این نامه بر سال‌ها بگذرد – همی داند آن کس که دارد خرد

همه داستانم در او حکمت است – برای خرد پیشگان عبرت است

بدین داستان درّه بارم همی – به سنگ اندرون لاله کارم همی

کنون خانه‌ام دین و دانش بود – که مغز سخن ز آفرینش بود

   اما پس از پایان کار سلطان محمود در اثر بدگویی‌های اطرافیان از فردوسی، و به ویژه نسبت به مذهب شیعی او، فردوسی را طرد کرد و تنها ۶ هزار درهم یعنی یک دهم صلهٔ وعده شده را به او داد.

   فردوسی از این اقدام رنجید و بدون دریافت صله به ملک پدری بازگشت. گفته‌اند هجویاتی نیز در ذم سلطان محمود سرود که اصالت آن مورد شک است. پس از مدتی سلطان محمود از کرده‌ پشیمان شد و صلهٔ اصلی را به نزد او فرستاد که وقتی رسید که فردوسی دار فانی را وداع گفته بود و دختر غیرتمند او نیز از گرفتن آن سر باز زد و صله را برگرداند.

   گفته‌اند که در تشییع جنازهٔ فردوسی نیز تنها دخترش شرکت داشته است و غریبانه او را به خاک سپرده است. چنان که مشهور است واعظ شهر به دلیل شیعه بودن فردوسی، مانع از خاک‌سپاری پیکر او در گورستان مسلمانان شده و به ناچار او را در باغ شخصی خودش در شهر تابران توس نزدیک به دروازهٔ شرقی رَزان به خاک سپردند.

   فردوسی پس از مرگ هم از آسیب‌ها در امان نبود و بارها آرامگاه وی تخریب شد و از نو ساخته شد.

سنگ مزار فردوسی

تأثیر جهانی فردوسی

تقریبا همگی آثار حماسی پس از فردوسی در ادب پارسی زیر نفوذ شاهنامه هستند. 

شاعران و ادیبان فراوانی منجمله سعدی، قاآنی، سنایی غزنوی، مسعود سعد سلمان، ناصر خسرو، مولوی و بزرگان بسیار دیگری در سبک خود از شاهنامه وام گرفته‌اند.

پس از انقلاب مشروطه و برگزاری هزاره‌ی فردوسی در سال ۱۳۱۳ هجری شمری، توجه خاورشناسان به شاهنامه افزایش پیدا کرد.

ترجمه‌های بسیاری از شاهنامه همراه با پژوهش‌ها و نسخ مختلفی از آن در سراسر دنیا به چاپ رسیده است و او را به چهره‌ای بین‌المللی تبدیل کرده است.

چهره‌ای که به روشنی ایرانی است و هیچ کشوری تا کنون نتوانسته است آن را به هیچ شکلی به نفع خود مصادره کند.

مقبره فردوسی

فردوسی الگوی ارزشمند توانمندسازی

فردوسی بزرگ سی سال زمان صرف کرد تا بزرگ‌ترین پروژه توانمندسازی ایرانیان را پایه‌گذاری کند. بازگرداندن هویت اصیل ایرانی که دستخوش تحولات زمان بود، شاهکاری بود که حکیم ابوالقاسم فردوسی را به پدیده‌ای اعجاب‌انگیز در عرصه فعالیت‌های فرهنگی در این مرز و بوم تبدیل کرده است.
یکم بهمن در تقویم به زادروز این شخصیت بی‌همتا اختصاص یافته اما این روزها هر روز بیشتر از پیش از او دور می‌شویم. گر چه خوشبختانه رویکردهایی برای پالایش زبان فارسی هم در جریان است. اما نکته مهمی که کمتر بدان توجه می‌شود، فرآیند طولانی فعالیت اوست که حاکی از عمق انگیزه و تعهدی است که فردوسی به اصلاحات ساختاری از خود نشان داده است.
   امروزه اگر به دانشجویان بگوییم ده سال زمان صرف کنید تا به یک متخصص بی‌همتا در زمینه خود تبدیل شوید، با چشم‌هایی بهت‌زده و دهانی بازمواجه می‌شویم و کمتر کسی را می‌یابیم که که برای کاری جدی مایل به اختصاص وقت باشد. اما توانمندسازی امری پیچیده و فرآیندی پیوسته است. اگر به دنبال راهکارهای دور زدن آن هستید، بهتر است رهایش کنید و به دنبال جاه‌طلبی و آرزوهای بزرگ نباشید.
   معمولا افرادی که حاضر نیستند برای موفقیت ده سال زمان بگذارند، همان‌کسانی هستند که چند دهه از زندگی خود را هدر داده و در نهایت متوجه می‌شوند اگر همان ده سال را سرمایه‌گذاری کرده بودند، تا به حال چند بار به موفقیت‌های ارزشمندی دست یافته بودند.
مراقب فریب زمان باشید. همین الان شروع کنید خیلی بهتر است. از حکیم ابوالقاسم فردوسی الگو بگیرید.

سردیس فردوسی

پی‌نوشت: این مقاله به بهانه‌ی ۲۵ اردیبهشت که به نام «روز بزرگداشت فردوسی» نامگذاری شده است، نوشته شد. 

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
اسکرول به بالا