logo 128x128

دانشجویانه

دانشجویانه

امتیاز من: صفر  قلم 

کارجوی کارفرماپسند

مشکلات کارجویان جوان و کم‌تجربه یکی دوتا نیست. آن‌ها ناشی هستند و در مصاحبه‌های شغلی بد عمل می‌کنند و کافرماها را ناامید می‌کنند. آن‌ها بلد نیستند درست موضع بگیرند و بعضی اشکالات آن‌ها آنقدر تکراری است که کارفرما به محض دیدن بعضی نشانه‌ها درخواست آن‌ها را رد می‌کند.

مصاحبه استخدامی شکست خورده

 رزومه‌بفرست، زیاد است و کارجو کم

تا کنون بارها از کارآفرینان و کارفرماهای خرد و کلان شنیده‌ام که هر بار آگهی استخدامی منتشر می‌کنند، تعداد بسیار زیادی درخواست کار ثبت می‌شود ولی وقتی به رزومه‌ها نگاه می‌کنند اکثرا به درد نمی‌خورد. وقتی با تعدادی که قابل قبول به نظر می‌رسد، مصاحبه می‌کنند هم بیشتر آن‌ها حذف می‌شوند. به قول یک کارآفرین داخلی به طور متوسط از هر ۱۰۰۰ مصاحبه می‌توان ۲ یا ۳ نفر آدم حسابی پیدا کرد که ارزش دارد با آن‌ها کار کنیم. این کارآفرین می‌گفت من گاهی نیاز به استخدام نیروی جدید ندارم ولی اگر از این آدم حسابی‌ها پیدا کنم استخدامش می‌کنم تا از دستم نرود.

کارفرماها خون گریه می‌کنند

مشکلات کسب‌وکار در ایران زیاد است و یکی از بزرگ‌ترین‌هایش نبود نیروی کار توانمند است. نیروی کاری که بتوان به او تکیه کرد، مسئولیت سپرد و بدون دردسر همکاری را ادامه داد. چرا در کشور ما چنین است؟ یکی از کارفرمایان ایرانی می‌گفت ایراد در دانشگاه‌ها است. آن‌ها ارتباطی بین نیازهای بازار با درس‌ها برقرار نکرده‌اند و به دانشجویان فرهنگ اشتغال را منتقل نکرده‌اند. به همین دلیل وقتی جوان از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شود، هنوز در رویاهای خود اسیر است و نمی‌داند فرهنگ کار چیست. چنین فردی از دنیا متوقع است و تا جایگاه واقعی خود را بشناسد، طول خواهد کشید. گاهی یک عمر.

   بسیاری از کارفرمایانی که تا کنون نظرات آن‌ها را شنیده‌ام معتقدند نسل جوان ما ارزش‌های حاکم بر کار را نمی‌فهمد و انتظار دارد حتی اگر یک جا مثل چنار بایستد یا مثل سنگ بنشیند و کاری نکند، باید حقوق دریافت کند. این توهم باعث شده کارفرمایان دردسرهای بسیاری تحمل کنند و مرتبا با اخراج و استخدام نیروهای جدید درگیر شوند.

سوالات بچگانه

یک کارآفرین داخلی تعریف می‌کرد که گاهی با افرادی برای استخدام مصاحبه می‌کنیم که رزومه‌های بسیار خوبی دارند. آن‌ها مدارک تحصیلی سطح بالایی دارند ولی در هنگام مصاحبه با سوالات بی‌مزه‌ای از این قبیل روبرو می‌شویم:

  • اینجا نهار هم می‌دهید؟
  • استراحت چقدر داریم؟
  • مرخصی چقدر می‌توانیم بگیریم؟
  • می‌توانم بعضی روزها دورکاری باشم؟
  • سرویس هم دارید؟
  • اینترنت رایگان هم می‌دهید؟

خب طبیعی است که این سوال‌ها هم به شناختن امکانات کار کمک می‌کند. ولی به ویژه اگر قرار باشد در یک جایگاه شغلی تخصصی قرار بگیرید، دیگر این سوال‌ها بچگانه هستند. به ویژه اگر تجربه خاصی نداشته باشید و عملا این شغل برای شما یک محیط یادگیری هم فراهم کند. محیطی که هم از جنبه‌های عملی و هم تجربی به رشد شما کمک کند، یک فرصت طلایی است و نباید با این سوالات بچگانه این فرصت را به هدر بدهید.

مثلا سربازی رفته بود

از گلایه‌های کارفرمایان این بود که حتی افرادی که خدمت سربازی و مشکلات آن را پشت سر گذاشته‌اند، در هنگام مصاحبه‌های شغلی بسیار بچگانه رفتار می‌کنند. مثلا یکی از آن‌ها فقط به این بهانه که محل کارش ۴۰ دقیقه با محل زندگی‌اش فاصله داشت، انصراف داد و حاضر نشد کار کند. به طور معمول انتظار می‌رود وقتی یک جوان خدمت سربازی را گذرانده دیگر آمادهٔ کارهای سخت شده باشد. ولی ظاهرا چنین چیزی در کف جامعه واقعیت ندارد.

ارزش تجربه را نمی‌دانند

از مهم‌ترین اشکالاتی که کارآفرینان از نسل جوان می‌گیرند، اهمیت ندادن به کسب تجربه است. در نسل‌های قبلی بسیاری از افراد حاضر بودند رایگان کار کنند تا تجربه کسب کنند. اگر به زندگینامهٔ افراد موفق نگاه کنیم بسیاری از آن‌ها بازه‌هایی از عمر خود را به کار رایگان یا با درآمدی اندک ولی همراه با کسب تجربه گذرانده‌اند. اما نسل جدید انگار خودش را خیلی قبول دارد و با اعتماد به نفسی کاذب از همان روز اول کار خود انتظار دارد همهٔ مزایای کارمندان ماهر و قدیمی را دریافت کند. به طور طبیعی کارفرمایان از این غرور کاذب نیروهای جدید بیزارند و چنین افرادی را استخدام نمی‌کنند.

اینجا خانهٔ خاله نیست

اگر در سازمانی کار کنید و هیچ حس تعلقی به آن نداشته باشید و تنها به فکر راحتی خود باشید، خیلی زود اخراج خواهید شد. هیچ سازمانی نمی‌تواند با نیروهایی که برای آن وقت نمی‌گذارند و دل نمی‌سوزانند همکاری کند. به ویژه در بخش خصوصی که کارآمدی و عملکرد حرفه‌ای بسیار مهم است، نگاه یک نیروی کار جدید به محیط می‌تواند عامل بسیار تعیین‌کننده‌ای در استخدام او باشد.

   برای مثال اگر کارفرما در مصاحبه شغلی متوجه شود یک نیروی کاری مرتبا دنبال استراحت و تشویقی و مرخصی و مزایای شغلی است، نسبت به او بدبین می‌شود. چنین افرادی معمولا عملکرد پایین و توقع بالایی دارند و به زودی برای سازمان دردسر درست می‌کنند. در نتیجه کارفرما خیلی راحت آن‌ها را استخدام نمی‌کند تا چالش‌های جدیدی برای سازمان ایجاد نکنند.

واقعا علاقه داشته باشید

اگر تنها برای کسب درآمد حاضرید سر کار بروید، بسیاری از کارفرمایان حاضر نیستند شما را استخدام کنند. زیرا نیرویی که تنها مشخصه رضایت شغلی را پول قرار داده، دیر یا زود ناراضی می‌شود و  سازمان را ترک می‌کند. انسان‌های موفق در جایگاهی کار می‌کنند که با علایق، استعدادها و تخصص آن‌ها سازگار باشد و در نتیجه بهترین نتایج را کسب می‌کنند.

   بخشی از علاقه داشتن هم دست شماست. اگر دائم دنبال بازی کردن با گوشی خود باشید یا ساعت را چک می‌کنید که ساعت کار تمام شود، شما نیروی کار خوبی برای آن سازمان نیستید. بهترین نیرو برای هر سازمانی افرادی هستند که با علاقه به کار خود اشتغال دارند و حتی بیش از ضرورت‌های سازمانی وقت می‌گذارند و کارها را به خوبی به پیش می‌برند. آن‌ها گنج‌های هر سازمانی هستند و مدیران حاضر نیستند آن‌ها را از دست بدهند.

اخراج بیخ گوش شماست

حتی اگر نیرویی با این مشکلات که ذکر شد، استخدام شود، کارفرما مسلما خدا خدا می‌کند که نیروی کار بهتری از راه برسد و از شر این افراد تنبل و ناکارآمد خلاص شود. لبهٔ تیغ اخراج همیشه این افراد را نشانه گرفته است و آن‌ها در عمل در حال نابود کردن آیندهٔ شغلی خود هستند.

   وقتی شرایط اقتصادی بد شود و کارفرما ناچار به تعدیل نیروها باشد، طبیعی است که نیروهای پرکار و چابک را نگهدارد و نیروهایی که دنبال مرخصی و فرار کردن از کارهای سنگین هستند را بیرون کند.

چیزی که نکشدت قوی‌ترت می‌کنه

این یک ضرب‌المثل خارجی است که در محیط کار واقعا صدق می‌کند. هر چه در محیط کار با شرایط گوناگون و حتی سخت روبرو شوید، بیشتر تجربه کسب می‌کنید و پخته‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌شوید. از کار سخت نترسید. توصیه می‌کنم به دنبال کارهای سخت بروید و از آن‌ها برای ساختن خود استفاده کنید. گر چه موافق نیستم که تن به هر بیگاری بی‌حاصلی بدهید و این را بارها گفته‌ام. ولی اگر کاری با تخصص و رشتهٔ تحصیلی شما سازگار است، فرصت‌های کار کردن به ویژه در سال‌های اول که نیازمند کسب تجربه هستید، بسیار ارزشمند هستند و باید عملا آن‌ها را بقاپید و دودستی محکم بگیرید تا فرار نکنند.

کارجوی کارفرماپسند کیست؟

لازم نیست سخت بگیرید. کافی است خود را به عنوان فردی مسئولیت‌شناس و دارای حس سازگاری با شرایط نشان دهید تا کارفرما را نسبت به امکان کار کردن با خود مطمئن کنید. گاهی کارفرمایان حاضرند یک نیروی بی‌تجربه ولی دارای همت عالی برای کار را استخدام کنند و آموزش دهند. ولی همین کارفرمایان حاضر نیستند یک نیروی خبره که ناز و ادای زیادی برای سازمان دارد را جذب کنند. اصولا کار با نیروهای انسانی دشواری‌های بسیاری دارد و هر چه یک نیرو دارای مشخصه‌های دردسرساز بیشتری باشد، کار را برای کارفرما به شدت سخت‌تر می‌کند.

   اگر در سطح شغلی مبتدی هستید، طبعا باید بیشتر سازگاری پیشه کنید و با کارفرما بسازید. گاهی یک کارفرمای سخت‌گیر بهترین معلم برای شماست. تا زمانی که به سطح مهارت و تسلط بالایی نرسیده‌اید، همیشه به فکر بیشتر کار کردن و اثبات خود در محیط کار باشید. این روحیه کمک می‌کند در محیط کار خوشنامی کسب کنید و حتی زمینه برای کار کردن با کارفرمایانی با شرایط بهتر را فراهم کنید. زیرا امروزه کمتر پیش می‌آید که یک شخص به طور ثابت از ابتدای ورود به بازار کار تا بازنشستگی خود را تنها با یک کارفرما کار کند. در این بین مهم است که از یک کارفرما به یک کارفرمای قوی‌تر منتقل شوید و ضمن تایید شایستگی‌های خود، حقوق و مزایای بهتری دریافت کنید.

نکتهٔ پایانی

اگر مفاهیم این مقاله را درست مطالعه کرده باشید، متوجه شده‌اید که کارفرمایان چه نقطه نظرات خاصی در مورد ارزیابی عملکرد کارکنان دارند. طبیعی است که برای رسیدن به چنین توانمندی‌ها و گرایشاتی باید وقت بگذارید. باید از دوران دانشجویی به دنبال کسب تجربه‌های حرفه‌ای باشید تا آرام‌آرام ظرفیت‌های خود را شناسایی و فعال کنید.

   اگر اطرافیان شما مرتب به شما می‌گویند خیلی خوب هستید و شرایط استخدام با بهترین حقوق را دارید، به این گفته‌ها شک کنید. انسان‌ها عملا با انتقاد رشد می‌کنند و اگر به خودپسندی دچار شوند، پیشرفت خود را متوقف خواهند کرد و به وضعیت موجود رضایت خواهند داد. چنین مشکلاتی به ویژه برای کسانی بیشتر است که خانوادهٔ آن‌ها هم متشکل از افرادی تنبل و بی‌انگیزه است و این جو خانوادگی ذهنیت آن‌ها را منفی کرده است. پس به وضعیت فعلی رضایت ندهید و تلاش کنید تا همواره نسخهٔ بهتری از خود بسازید تا یک کارفرمای حرفه‌ای حاضر نباشد شما را از دست بدهد. این یعنی موفقیت در شغل.

مقالات بیشتر برای شما:

تصویرشاخص

برای پول، وجدان یا احساس؟

انگیزه‌های اصلی ما انسان‌ها پولی یا وجدانی یا احساسی هستند. گاهی فقط برای خوش آمد خودمان کاری می‌کنیم. مثل خوردن کیک شکلاتی وقتی می‌دانیم اضافه وزن‌مان را بدتر می‌کند، که تصمیمی احساسی است. مثل بخشیدن چیزی به دیگری وقتی لازمش داریم، که تصمیمی وجدانی است. و در آخر مثل کار کردن که انگیزه آن نوعا پولی است.
معمولا دانشجویان انگیزه پولی را بیشتر دنبال می‌کنند. حاضرند ساعت‌ها برای چندرغاز تایپ کنند، تحقیق کنند، پرسشنامه پر کنند، برنامه بنویسند، اعلامیه بچسبانند، تراکت توزیع کنند و صدها کار دانشجویی دیگر. اما بررسی‌های سازمانی نشان داده است کارکنان در درجه اول به احترام و امنیت شغلی توجه دارند و مبلغ دستمزد از نظر آنان مساله بعدی است. در واقع شاید یک دانشجو که نیاز مالی را بیشتر حس می‌کند، برای پول هر کاری بکند، اما کافی است کمی تامین شود، آنگاه قطعا رویکرد منطقی‌تری را در پیش خواهد گرفت.
در دوران تحصیل وقت کافی دارید که به این سه انگیزاننده فکر کنید. اما نکته کلیدی آن است که در ابتدای دانشگاه همه توجه دانشجو ناخواسته به پول معطوف است اما این همهٔ واقعیت نیست.

ادامه مطلب »
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Skip to content