logo 128x128

دانشجویانه

دانشجویانه

خانه » فریلنسینگ رمزارزی و روز مادر

فریلنسینگ رمزارزی و روز مادر

   عملکرد دیروز و پریروز خوب ولی ناکافی بود. با این که مقالهٔ مرتبط با رمزارزها را نوشتم و برای مؤسسه فرستادم ولی کمتر از مقداری که فکر می‌کردم کار کردم. علت‌های مختلفی داشت و بلاهای مختلفی سرمان آمد که توضیح می‌دهم.

   اول این که دخترجان مریض شد. ظاهرا اپیدمی جدیدی که از شاخه‌های کرونا است شایع شده که به دستگاه گوارش حمله می‌کند. نشانه‌های اصلی هم ضعف شدید در اشتها و استفراغ است. تا حالا چندین نفر از نزدیکان هم گرفته‌اند و پسرجان و دخترجان و حالا همسرجان هم مبتلا شده‌اند. ظاهرا زیاد دوام ندارد و اگر ایمنی مناسب داشته باشید یکی دو روزه دست از سرتان برمی‌دارد. ولی باعث شد یک روز دخترجان به مدرسه نرود و پسرجان هم در مدرسه بالا بیاورد و خلاصه کمی غمناک شدیم این روزها. من هنوز عوارض خاصی احساس نکرده‌ام.

   همین گرفتاری‌های مریض‌داری باعث شد وقت برای نگارش مقاله رمز ارز کم آمد و خوشبختانه ناظر کار یک روز برای تکمیل مقاله زمان را تمدید کرد. کار جالبی است که باعث می‌شود هم در مورد رمزارزها یاد بگیرم و هم یک پولی در کنارش دربیاورم. گزینه‌هایی که برای تنظیم سئو و نوشتن Meta-description دارند هم برایم یادگیری به همراه دارد. تا حالا چگالی کلیدواژه در نوشته‌هایم را تنظیم نمی‌کرد و در این کار دارم این مهارت را تمرین می‌کنم.

   خبر تأسف‌بار هفته برای من شرکت در جلسه مولودی بود که مداحان دعوت شده سواد درست‌وحسابی نداشتند. مثلا می‌خواندند «سیدی یا زهرا» که معنایش می‌شود «آقای من ای زهرا» و باید «سیدتی یا زهرا» گفته می‌شد. یک سوتی بامزهٔ دیگر که کسی متوجه نشد هم «اموات جمیع حاضر» بود و خنده‌دارترین چرندی که شنیدم مصرع «استخاره کردم امشب که می بنوشم» بود. اول این که برای گناه نمی‌توان استخاره کرد. اگر «می» در این شعر را با تعبیری عرفانی به دعا کردن تعبیر کنیم هم استخاره لازم نیست. خب اساسا چرند است. به ویژه که در مصرع بعدی آورده بود: «آیه‌های کوثر آمد، زهرا خوش آمد زهرا خوش آمد». بعد هم دیگر موضوع استخاره و می فراموش شد و کلا رفتیم در فاز جدید. کاش این مداحان کمی سواد هم داشته باشند و مطالعه کنند. بدتر این که هیچ کسی هم دقت نمی‌کند این‌ها چه سر هم می‌کنند.

   این هفته باز هم نشد چهارشنبه بروم بازار ماهی‌فروش‌ها چرا که روز مادر رسیده بود و گرفتاری‌های خرید هدیه نگذاشت بروم. تازه طبق برنامه چهارشنبه باید به ویلا هم سر می‌زدم. پسرجان هم در مدرسه حالش به هم خورده بود و نتوانست بیاید چهارشنبه‌بازار کمک کند. تنهایی رفتم و حسابی خسته شدم. چرا که یک سبزی‌فروش که با هم رفیق شده‌ایم حجم بالایی کاهو منجمله یک پلاستیک پروپیمان داد که تا رساندن آن‌ها به ماشین نفسم گرفت. اگر بگویم ۱۵ بار مجبور شدم بایستم و نفس تازه کنم اغراق نکرده‌ام. قسمت خوبش این بود که طرف کنجکاو شد من چه می‌کنم و سفارش یک شانه تخم‌مرغ محلی داد.

   در ویلا هم دوباره گنجشک‌ها در قفس‌ها بودند که درز جدیدی که پیدا کردم را بستم و سه تخم‌مرغ هم جمع کردم. بعد از بازگشت از ویلا هم رفتیم دنبال هدیه خریدن و رفتن به مهمانی که فرصت رفتن به باشگاه را از من گرفت. شاید امروز در خانه جبران کنم.

   بنا بود امروز هم با پسرجان برویم ویلا ولی تکلیف دوم مقاله برای رمزارزها فعلا که نمی‌گذارد از جایم تکان بخورم. اگر تا ظهر تمامش کنم شاید عصر سری بزنم و یا فردا که جمعه است با طیب خاطر بروم. قصد کرده‌ام یک بخاری چکه‌ای بگیرم و مثل زمانی که تازه در بیرجند کار پیدا کرده بودم، تبدیل به هیزمی‌اش کنم. تجربهٔ جذابی بود. یادش به خیر.

   از صبح زود آمدم دفتر و یک چای ماسالا و قهوه سبز با هم دم کردم. با یک گردو و خرما که می‌بینید حسابی جذاب می‌شود. بهترین گزینه‌ها برای حین کار همین موارد طبیعی هستند. نصیحت من را گوش کنید و از چیزهای شرکتی تا می‌توانید دوری کنید. یک پلاستیک چیپس سیب که در خانه درست کردیم هم برای خودم آوردم. چیزی که حیف شد، بادام‌زمینی‌هایی بود که از عطاری خریده بودم و بعد از کمی استفاده مشخص شد کاملا مانده هستند. شاید ۱۵ درصد خوب باشند و بقیه را باید به خورد جوجه‌ها بدهم.

چای ماسالا و قهوه سبز
چای ماسالا و قهوه سبز

   خبر زرد هفته هم فعال شدن جنگ بین‌قبیله‌ای بود. ولی الگوریتم ظاهرا اشتباهی کرده و قبیله سطح ۲ من را با یک قبیله سطح ۷ به جان هم انداخته است. شاید هم مکانیزم عمدا این کار را می‌کند تا انگیزه مبارزه ما را تقویت کند.

اولین مبارزه بین‌قبیله‌ای من
اولین مبارزه بین‌قبیله‌ای من

   از زمانی که اینترنت گران شده دردسرهای مودم هم بیشتر شده و هی این‌طوری قطع و وصل می‌کند.

شاهکار مودم ایرانسل من
شاهکار مودم ایرانسل من

   توصیهٔ جذاب کاربری اینترنت هفته هم در مورد تلگرام بود. یکی از کارشناسان پیشنهاد داده بود در هر کانال خبری که دست‌مان می‌رسد با یک اکانت ثانویه عضو شویم و فقط وقتی دنبال جستجو برای یک خبر هستیم آن را باز کنیم و با یک جستجوی ساده خبرهای دست اول را پیدا کنیم. ایدهٔ خوبی است. من هم اجرا خواهم کرد.

   این هفته وقت زیادی بابت انجام پروژه‌های فریلنسری گذاشتم. ولی هفتهٔ جدید باید تمرکز کنم روی تحویل وب‌سایت مشتری و تکمیل پیچ‌دک و ساخت ویدیوی تبلیغی برای دفاع از طرح آموزش انگلیسی با داستان. امیدوارم خوب پیش برود. تازه وبینار آموزشی هم داریم که باید تبلیغاتش را شروع کنم.

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Skip to content