logo 128x128

دانشجویانه

دانشجویانه

خانه » فاجعه در تولید

فاجعه در تولید

   بالاخره جوجه‌های جدید دارند از دستگاه بیرون آمدند. علاقهٔ من به پرورش این دوپاهای بامزه تمامی ندارد. ولی این بار با یک فاجعه تولیدی مواجه شدم. ولی فقط ۶ تا جوجه سالم از تخم بیرون آمده‌اند و منتظر تشریف‌فرمایی بقیه هر چه ماندم نتیجه نداشت. بنا به تجربهٔ قبلی در دستگاه را باز نکردم تا همگی از دنیای تخم‌مرغی به دنیای بزرگ‌تر وارد شوند. ولی هر چه منتظر ماندم فایده نداشت. از ۱۷ تخم‌مرغ فقط ۶ تا متولد شدند که تقریبا ۷۰ درصد تلفات را نشان می‌دهد و واقعا وحشتناک است. هر چه فکر کردم فقط متوجه یک نکته ظریف شدم. در دفترچه نوشته بود تخم‌مرغ‌ها را به صورت نوک به سمت پایین بچینید و اگر اشتباه نکنم من برعکس چیده بودم. ای وای از ناشی بودن.

جوجه متولد نشده

   یادم هست یکی از کتاب‌هایی که در پادکست BPlus معرفی شد به مفهوم چک‌لیست می‌پرداخت. اگر من هم طبق چک‌لیست جلو رفته بودم، حالا با هفتاد درصد تلفات، پشیمان از یک بی‌دقتی کوچک نبودم. ۲۱ روز وقت تلف شده و انرژی مصرف شده هم به جای خودش.

   اپ دولینگو را دوباره استارت زدم و یک هفته‌ای است مرتب دارم کار می‌کنم. جالب آن که تشخیص داد مدتی است کار نکرده‌ام و چند درس دنده عقب گرفت تا مطالب قبلی را مرور کنم. فکر می‌کردم زبان دشوار ژاپنی را به راحتی نمی‌توانم از نو شروع کنم ولی شد و به خصوص در تشخیص حروف که نگران بودم همه چیز را فراموش کرده باشم، با مشکل جدی مواجه نشدم. ببینم کی می‌توانم یک انیمه مثل Assassin Classroom یا Attack on Titans را به زبان اصلی ببینم. سفر بامزه‌ای است که قطعا طول می‌کشد ولی لحظه‌لحظه‌اش جذاب است.

   اتفاقا روزی که رفتم برای آبیاری، در پادکست «رشدینو» مطلب جالبی یاد گرفتم. بعضی انسان‌ها در زمانی بسیار طولانی به اهداف خود می‌رسند. آن‌ها گام به گام به هدف نزدیک می‌شوند و خلاصه ول‌کن‌شان خراب است. همین باعث می‌شود چند پروژهٔ چندکارگی (Multitasking) داشته باشند و همزمان در چند جبهه بجنگند ولی آرام‌آرام به اهداف خود می‌رسند و پیروز می‌شوند. به خودم گفتم ای جان! پس این دانشجویانه که ۱۲ سال است درجا می‌زند در واقع دارد با سرعت لاک‌پشتی پیشرفت می‌کند و من خبر ندارم. حالا باید دستی هم که شده یکی‌یکی  این صفحات را به گوگل معرفی کنم تا مشکل حل شود.

  از ایرادات جدیدی که در سایت پیدا کرده‌ام، ایندکس نشدن خیلی از صفحات سایت بود. چیزی معادل بیش از ۱۳۰۰ صفحه که به بهانه‌های مختلف در گوگل ایندکس نشده. بدترین حالتش هم ۳۰۰ و اندی موردی بود که مطلب دارد ولی به دلایل فنی توسط گوگل ایندکس نشده است. فکر کنم از زمانی که از دامنهٔ .ir به .com مهاجرت کردم این مشکل بوده و من متوجه نشده بودم. آخر چرا باید با وجود بیش از ۱۴۰ مقاله در سایت، بیشترین بازدید سایت فقط مقالهٔ «تولید زیرنویس ویدیو با کروم» باشد؟ فکر کنم باید دورهٔ Google Tag Manager و Google Analytics و احتمالا Google SEO را برای این مسائل ببینم.

درخواست ایندکس مجدد از گوگل

   آبیاری ویلا این دفعه خیلی خوب انجام شد. هم فشار آب خوب بود و هم خنک‌تر شدن هوا باعث شده بود زمین مثل قبل خشک نباشد و چاله‌های پای درخت‌ها زودتر پر شود. فقط نفهمیدم چرا شب پای چپم اینقدر درد کرد و تا صبح نگذاشت راحت بخوابم.  

   خانواده را هم فرستادم بروند شهرستان و چند روزی تنها شدم. احتمالا تا اول مهر بیرجند بمانند تا برای مدرسهٔ بچه‌ها برگردند.

   شب رفتم خانهٔ برادرجان که یک مهمان خارجی از کوچ سرفینگ داشت. تجربهٔ جالبی بود. طرف از آرژانتین بود. یک مهندس صنایع که با جهان‌گردی خو گرفته بود و دور دنیا برای خودش گشت می‌زد. یک اوکوله‌له (Ukulele) بامزه‌ای هم داشت که کمی زد و خواند. ولی کلا در حال‌وهوای خودش بود و به دیگران کاری نداشت. یک مدل خویشتن‌پسندی خاص که زیاد هم حساسیت‌برانگیز نبود. گفت دوست ندارم در حوزه مهندسی کار کنم و کار فریلنسری هم هست ولی من دوست ندارم. قصد داشت برود استرالیا و آنجا کار پیدا کند. گفت من کلا یک جهانگردم و این مدل زندگی را بیشتر دوست دارم. برایم جالب بود که نسبتا خوب توانستم با او انگلیسی صحبت کنم. خدا را چه دیدی شاید یک روز من هم مهمان کوچ‌سرفینگ پذیرفتم.

ساز Ukulele
ساز Ukulele

   گردشگر عزیز اپ Memrise را هم برای یادگیری زبان معرفی کرد که تست کردم واقعا بهتر از Duolingo بود. به خصوص اگر بخواهید مثل آدم از گویندگان بومی (Native Speakers) یاد بگیرید. ساختارش شبیه Duolingo بود ولی با ویدیوهای کوتاه، با تلفظ گویشگرهای واقعی و در فضایی غیررسمی و خودمانی می‌توانید یاد بگیرید. از فضای خشک آن یکی خیلی جذاب‌تر به نظر می‌رسید.

Memrise app
Memrise app

   دیگر وارد محدوده قرمز تبلیغات برای وبینار ۶ مهر شده‌ام. تنها ۱۶ ثبت‌نامی البته بدون تبلیغات خاصی داشتیم که خیلی کمتر از تصور من است. گر چه معمولا در روزهای پایانی افراد بیشتر ثبت‌نام می‌کنند و حس تمام شدن فرصت هیجان‌برانگیز می‌شود. اما نمی‌توان به این خیالات دل خوش کرد. یک مفهوم جالب که اخیرا در پادکست «رادیو رشدینو» یاد گرفتم این بود که بودجه تبلیغاتی را چند بخش کنید. قسمت اول را برای جذب جمعیت اولیه و بقیه را برای نگهداری همان جمعیت خرج کنید. کاری که من تا به حال انجام نداده‌ام و همیشه بودجه تبلیغاتی را همان اول داده‌ام رفته است.

   از جذابیت‌های جدید اینترنتی این روزها این است که وقتی در جستجوهای گوگل بر پیوندهای تبلیغاتی کلیک می‌‌کنم با ابزار گذر از محدودیت اینترنتی 😊 وصل نمی‌شود. باید آن پیوند را ببرم از مسیر عادی رد کنم تا سایت اصلی را نشان دهد. آن هم در بعضی موارد فیلتر است و باز باید لینک را بردارم برگشتم به مسیر قبلی تا بالاخره بتوانم ببینم دنبال چه بوده‌‌ام. سرکاریم برای همه عمر.

   یک خبر نیمه خوب این که با کلیدواژهٔ «توانمندسازی دانشجویان» در گوگل، نتیجه ۱۶‌ام سایت دانشجویانه است. خبر بد این که همین نتیجه معمولا در صفحه دوم قرار می‌گیرد و خیلی‌ها آن را نمی‌بینند.

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Skip to content